گزارش سالانه
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٧  

جناب آقای شکیبا فر  مشاور جوان  ریاست محترم  سازمان  آموزش و پرورش  استان اصفهان

سلام علیکم

احتراما عطف به درخواست  مورخه27/8/87 جنابعالی  بدینوسیله  اهم اقدامات  انجام گرفته در خصوص شورای مشاوران جوان  آموزش و پرورش  ناحیه 4 اصفهان  به شرح زیر  تقدیم             می گردد:

  • 1. شرکت مداوم و مرتب در جلسات شورای معاونین ، شورای برنامه ریزی ، شورای پیشنهادات و سایر شورا های اداره و تلاش در جهت تبیین جایگاه و اهداف شورا ی مشاوران جوان .
  • 2. رایزنیها ی مداوم با ریاست محترم اداره ، معاونین ، کارشناسان و سایر افراد زیر مجموعه به منظور شناسایی و جذب نیروهای جوان مستعد برای انتخاب رابطان و سایر اعضای شورا
  • 3. انتخاب رابطان آموزشی ، پرورشی و اداری و تایید و تصویب نهایی آنها در شورای معاونیین اداره
  • 4. انتخاب سایر افراد زیر مجموعه رابطان شورای مشاوران جوان ناحیه با جلسات متعدد ی که با رابطان برگزار گردید .
  • 5. برگزاری جلسه افتتاحیه شورای مشاوران جوان ناحیه با حضور ریاست محترم اداره و جناب آقای شکیبا فر مشاورمحترم جوان رئیس سازمان آموزش و پرورش استان
  • 6. تشکیل جلسات بصورت هردو هفته یکبار با رابطان جهت پیگیری و برنامه ریزی بموقع امور
  • 7. تشکیل جلسات منظم رابطان با اعضای زیر مجموعه و ایجاد ارتباطی صمیمی بین کلیه اعضای شورا
  • 8. تلاش در جهت شناسایی نیروهای جوان و فعال و مستعد ناحیه و تشکیل بانک اطلاعاتی از آنان
  • 9. تعیین دستور کار هریک از گروه ها ی پرورشی ، آموزشی ،و اداری و پی گیری انجام امور تحقیقی و پژوهشی
  • 10. در دستور کار قرار گرفتن شناسایی آسیب ها و معضلات نظام اداری آموزش و پرورش و یافتن راه حل های مناسب جهت برون رفت از آنها
  • 11. ایجاد تعاملی بسیار مثبت و سازنده با کلیه بخشهای اداره و زیر مجموعه های آن
  • 12. همراهی ریاست محترم اداره در کلیه بازدید ها و جلسات و انجام کمک های فکری و مشاوره ای به ایشان
  • 13. پیگیری امور مربوط به شناسایی جوانان مجرد (متولدین بین سال های 1356 تا 1371) و ارسال فرم های مربوط به آنان و دریافت اطلاعات لازم جهت ارسال به سازمان استان
  • 14. فعال نمودن و اختصاص بخشی از سایت اداره به مشاور جوان ناحیه و به روز نمودن اطلاعات آن
  • 15. ایجاد وبلاگ جهت اطلاع رسانی جهت دریافت نظرات و پیشنهادات (http://jam4.persianblog.ir)
  • 16. اطلاع رسانی مناسب در خصوص فعالیت های شورای مشاوران جوان ناحیه در جلسات مختلف و از جمله در نشریه مشتاق دیدار ناحیه 4
  • 17. برنامه ریزی جهت جذب و شناسایی کلیه نیرو های جوان زیر 35 سال سن ناحیه و تشکیل کار گروه های مختلف جهت استفاده از نظرات آنان و افزایش سطح آگاهی آنان
  • 18. پیگیری کلیه بخشنامه و سایر امور محوله در خصوص مشاوران جوان و از طرف ریاست محترم اداره
  • 19. اهم پیشنهاد های مطرح شده از طرف کارگروه ها برای بهبود کیفی امور آموزشی و پرورشی :
  • 1. توسعه مدیریت نوین بمنظور آشنایی مدیران با فناوری های جدید آموزشی ، پرورشی و اداری و به روز شدن اطلاعات مدیران (با مسائل آموزش وپرورش)

 

  • 2. بهینه سازی محتوای آموزشی و به روز بودن مطالب درسی در جهت مشارکت دانش آموزان در فرآیندتدریس با استفاده از علوم جدید و انطباق آن با روش های تدریس و ارزشیابی جدید با محوریت ایجاد خلاقیت و پرورش تفکر عقلانی در دانش آموزان

 

  • 3.ایجاد انگیزه در عوامل انسانی با بهبود وضعیت معیشتی کارکنان ، تغییر در نظام تشویقی و ارزشیابی کارکنان

 

  • 4.گسترش فرهنگ مطالعه و تحقیق در بین معلمان از طریق ایجاد فرصت مطالعاتی و برنامه ریزی به منظور ارتقا سطح علمی کارکنان در اوقات فراغت تابستان

 

  • 5. توسعه آموزش خانواده با محوریت و تاکید بر بهداشت روانی خانواده

 

تدوین راهکار هایی  به منظور ایجاد تعهد و مسوولیت پذیری  والدین در قبال عملکرد دانش آموزان

 

 

  • 6.بکار گیری مشاوران متخصص ، متعهد و با تجربه در مدارس راهنمایی به منظور آشنا ساختن دانش آموزان با آسیب های اجتماعی و کمک به مدیران در حل مشکلات تحصیلی ، خانوادگی و اجتماعی دانش آموزان
  • 7.اجباری شدن آموزش پیش از دبستان به منظور یکسان سازی و آماده سازی دانش آموزان اول ابتدایی
  • 8.همگام نمودن اولیا با برنامه های آموزشی در دوره ابتدایی از طریق اجرا ی طرح معلم یار (پیرا معلم)
  • 9.توسعه طرح مهارت های زندگی در دانش آموزان با استفاده از مربیان آموزش دیده و اجرای آن در طول سال تحصیلی برای هر سه دوره آموزشی
  • 10. حذف ساعت تدریس مربیان پرورشی و تنظیم ساعت فعالیت های آنها به صورت برنامه ای مدون و هدفمند
  • 11. انتقال مراحل انتخاب رشته دانش آموزان دوره متوسطه به سال سوم راهنمایی
  • 12. تخصیص فضای آزمایشگاه به برگزاری ساعت درس علوم و استفاده از متصدیان آزمایشگاه و کارگاه کار آمد در دوره راهنمایی تحصیلی
  • 13. اصلاح برنامه ارتقاء شغلی در جهت شناسایی نیرو های ناکارآمد و تصمیم سازی برای آنان
  • 14. اطلاع رسانی به روز از طریق فناوری های جدید و توسعه یافته در جهت کاهش مراجعات مدیران و مردم به ادارات آموزش و پرورش و کاهش بخشنامه ها

 

15. قانونمند نمودن  نحوه جذب مشارکت های مردمی  به منظور  برنامه ریزی فعالیت های آموزشی و پرورشی  در تابستان

  

 با تشکر - امیر برزوئیان

مشاور جوان رئیس اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 - اصفهان


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٧  

"آموزش و پرورش مهمترین کار یک کشور است" رهبر معظم انقلاب"

 

 


بیانات رهبر معظم  انقلاب پیرامون آموزش و پرورش  در سال 86 و ابتدای سال 87

رویکرد نو به محتوی کتب درسی

در دوره‏ى انقلاب، خیلى کارها در آموزش و پرورش انجام گرفته است؛ اما نظام آموزش و پرورش تحول پیدا نکرده و همان نظام قدیمى است! این عیوبى که شما بخصوص معلمان قدیمى، کارکُشته، مدیران آموزش و پرورش و پرورشیهاى آگاه و قدیمى معمولاً میشمرند، میگویند درسها حفظى است، قدرت ابتکار را در جوانها به وجود نمى‏آورد، تأمل نیست، کار متراکم و انبوه است و ...، اینها همه ناشى از همان نظام قدیمى است که از آن وقت مانده است و همانطور که قبلها عرض کردیم، کهنه، متراکم، غبار گرفته، متصلّب، در نظام ما باقى مانده است. البته بیشتر در مسائل روبنائى کارهاى زیادى شده است: کتابها با «بسم‏اللَّه» شروع نمیشد، حالا با «بسم‏اللَّه» شروع میشود؛ آیه‏ى قرآن نداشت، حالا دارد. کارهاى خوب انجام گرفته؛ نه، من حقاً و انصافاً منکر کارهاى خوب نیستم. بنده کتابهاى درسى را مى‏بینم که در زمینه‏هاى گوناگون، مبانى اسلامى و مبانى ملى - با اختلاف در این سالها و بسته به نوع سلائق مدیرتهاى مختلف در دوران این بیست و هشت سال - وارد آنها شده و هر وقتى یک کارى انجام گرفته. این کارى هم که الان اشاره کردند - گنجاندن مفاخر علمى در کتابهاى درسى - آوردند من دیدم؛ کار بسیار خوبى هم هست. بالاخره جوان ما لازم است در کتاب درسى، دانشمندان کشورش و گذشته‏ى کشورش و مفاخر علمى کشورش را بشناسد. جوان ما فلان بازیکن تیم فلان کشور را خیلى بیشتر میشناسد تا ابن سینا را! تا محمد بن زکریاى رازى را! آنهائى که اهل سینمایند، فلان هنرپیشه‏ى معروف فرانسوى یا امریکائى را خیلى خیلى بیشتر میشناسند تا فلان دانشمند ریاضى‏دان یا مثلاً فرض کنید که ادیب بزرگ فارسى را! اینها در کتابهاى درسى مى‏آید؛ خیلى هم خوب است. این کارها را ما قدردانیم. منتها اینها هیچکدام تحول نیست. تحول یک حرکت ریشه‏اى است و شماها میتوانید بکنید. این مجموعه‏اى که امروز، مسئولیتهاى مهم کشور و آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت را بر عهده دارند، اینها انگیزه‏ى کافى براى این کار دارند. و باید این کار بشود.

احیای معاونت پرورشی

همه‏ى نیروهاى فکرى و زبده‏ى کشور با همدیگر دست به دست هم بدهند و هر کدام در جاى خود و به سهم خود، این کار بزرگ را ان‏شاءاللَّه بتوانند انجام بدهند.
ما دعا میکنیم که خداوند ان‏شاءاللَّه شماها را موفق و مؤید بدارد و یکى از کارهاى بسیار خوبى هم که شد در این دوره، احیاى معاونت پرورشى است که بر اثر سوء سلیقه‏ى بعضى از گذشتگان، از بین رفته بود یا تقریباً از بین رفته بود. این احیا شد که بسیار چیز لازم و مهمى است. شما هم در بخشهاى مختلف کشور، این را حتماً مورد توجه قرار بدهید و اهتمام لازم به مسئله‏ى پرورشیها و معاونت پرورشى و بخشهائى که مربوط به این کار است، بشود.    مسئله‏ى دیگر، مسئله‏ى فعالیتهاى پرورشى است که اشاره کردیم. یکى از بهترین سنتهائى که در این کشور بعد از انقلاب گذاشته شد - مرحوم شهید باهنر که رحمت و رضوان خدا بر او باد، پایه‏گذار این کار بود - همین معاونت پرورشى است. آمدند به بهانه‏هائى این را تعطیل کردند. حالا نمیخواهیم سوءظن‏گونه به این مسئله نگاه کنیم، اما به‏هرحال کج‏سلیقگى بود. به این عنوان که پرورش باید به وسیله‏ى معلمین متنوع در کلاسها انجام بگیرد و نباید جدا باشد، این کانونى را که مخصوص اقدام پرورشى بود، تعطیل کردند. بله، من هم عقیده‏ام همین است. من هم عقیده‏ام این است که شماى معلم فیزیک یا ریاضیات یا هندسه یا ادبیات یا علوم اجتماعى یا هرچه، میتوانید معلم دین و معلم اخلاق و پرورش‏دهنده‏ى اخلاق در دانش‏آموز خودتان باشید. گاهى یک معلم ریاضى در هنگام حل یک جدول ریاضى یک کلمه میگوید که آن کلمه در اعماق قلب دانش‏آموز اثر ماندگارى میگذارد. این را همه‏ى معلمین بایستى وظیفه‏ى خودشان بدانند. و من به شما عزیزانى که اینجا حضور دارید و به همه‏ى معلمها - هرچه تدریس میکنید - عرض میکنم که از این مسئله غفلت نکنید که تربیت کردن هم جزو کار شماست؛ و چه بهتر که با نفوذ معلمى، با تأثیر روحىِ معلم بر متعلم - از این امکان - استفاده کنید و یک نقطه‏ى روشن و نورانى‏اى در قلب دانش‏آموز باقى بگذارید. یک کلمه از خدا، یک کلمه از پیغمبر، یک جمله از قیامت، یک کلمه از معنویت و سلوک الى‏اللَّه و محبت به خدا، گاهى ممکن است از شما به عنوان دبیر ریاضى یا دبیر ادبیات یا معلم کلاس اول دبستان یا دوم دبستان صادر شود که شخصیت این کودک یا این نوجوان، این انسانى را که مخاطب شماست، شکل مطلوب بدهد که از صد ساعت حرف زدن در شکلهاى دیگر اثرش بیشتر باشد. این به جاى خود محفوظ؛ این وظیفه است، لکن نافى این نیست که ما در آموزش و پرورش یک بخشى داشته باشیم که به طور متعهد و مسئول، نگران قضیه‏ى پرورش باشد؛ چون میدانیم آموزشِ بدون پرورش راه به جائى نخواهد برد، آموزشِ بدون پرورش همان بلائى را بر سر جوامع انسانى خواهد آورد که امروز بعد از گذشت صد سال، صدوپنجاه سال یا بیشتر، جوامع غربى دارند آن را احساس میکنند. اینها از آن چیزهائى است که آثار آن ده ساله و بیست ساله ظاهر نمیشود؛ یکوقت چشم باز میکنید، مى‏بینید یک نسل ضایع‏شده است و کاریش نمیشود کرد.

 

 

معنای نوآوری

معناى نوآورى که عرض کردیم، این است. با فکر نوآورى، در راه نوآورى، با عزم بر نوآورى جوانهاى ما، ملت ما، فعالان فکرى و ذهنى ما، از جمله شما جامعه‏ى معلمین، بایستى پیش بروید. خدا هم ان‏شاءاللَّه کمک خواهد کرد.

دانشگاه هدف نباشد

متولى اصلى، آموزش و پرورش است. البته من این را بگویم، درست است ستادى در آموزش و پرورش درست کردند، لازم هم است آموزش و پرورش به این کار کمر ببندد، لکن - اولیاى آموزش و پرورش! - اصل، کارشناسى کارشناسان است. خودتان را از صاحب‏نظرانى که در شوراى عالى انقلاب فرهنگى یا در جاهاى دیگر هستند، مطلقاً محروم نکنید؛ از اینها استفاده کنید و یک کار سنجیده‏ى پخته، تحویل ملت ایران و تحویل نسلهاى آینده بدهید، تا به عنوان باقیات الصالحات بماند. این یک نکته است که به نظر من بسیار مهم است.

همچنانى که من متقابلاً از آن طرف میخواهم بگویم آموزش و پرورش مسئول تحویل دادنِ آدمهاى درس‏خوانده و کارامد در همه‏ى سطوح است، اشتباه است اگر خیال کنیم آموزش و پرورش لزوماً مقدمه‏ى دانشگاه است؛ نه. بعضى دنیا و آخرت خودشان را به راه یافتن به دانشگاه وصل کرده‏اند. شنیده‏اید، جوانى که در کنکور رد شده، فرض کنید بلائى سر خودش آورده، یا افسردگى پیدا کرده، یا پدر و مادرش توسرى به‏اش زده‏اند! نه آقا! دانشگاه راه رشد علمى و راه رشد تحقیق است، بسیار خوب؛ این براى کشور لازم است. شما میدانید من مروج گسترش و عمق دانش هستم و بر این معنا اصرار دارم؛ اما این معنایش این نیست که ما فروشنده‏ى خوب نمیخواهیم، راننده‏ى خوب نمیخواهیم، کاسب خوب نمیخواهیم، تکنسین خوب نمیخواهیم. در همه‏ى سطوح کشور از زن و مرد که لزوماً لازم نیست دانشگاه بروند؛ اما به تعلیمات آموزش و پرورش نیازمندند. پس آموزش و پرورش اینجور نیست که فقط مقدمه‏اى باشد و نیم‏خورده‏اى براى دانشگاه درست کند؛ نه. دانشگاه هم خیلى خوب است؛ دانشگاه هم لازم است؛ اما دایره‏ى آموزش و پرورش خیلى وسیعتر از دانشگاه است. همت شما باید این باشد که در آموزش و پرورش کسانى را تربیت کنید که اینها به حد لازمى از فرزانگى و دانائى و معلومات دست پیدا کنند که در هر جائى که انسانى مشغول کار هست، از این حد از دانش و فرزانگى برخوردار باشد. حالا بعضى‏ها استعداد دارند، شوق دارند، میروند دانشگاه، بعضى‏ها نه، یا شوقش را ندارند، یا استعدادش را ندارند، نمیروند.

الزامی شدن آموزش

یک مسئله هم مسئله‏ى سوادآموزى است که بالاخره ما این غائله‏ى بیسوادى را بایستى جمع کنیم از کشور. اولاً دیده میشود که در برخى از مناطق کشور بچه‏هاى در سنین ورود به تعلیم - بچه‏هاى واجب‏التعلیم - به مدارس نمیروند، که این خیلى چیز خطرناکى است؛ بسیار چیز بدى است. باید ترتیبى داده شود که گذراندن دوره‏ى ابتدائى براى همه الزامى شود. داشتن گواهینامه‏ى دوره‏ى ابتدائى - حداقل - یک چیز واجب و لازم شمرده شود مثل شناسنامه، مثل گواهى رانندگى؛ همه باید این را داشته باشند. این خیلى نکته‏ى مهمى است که به آن بى‏توجهى میشود، این بى‏توجهى‏ها هم بعضى اوقات موجب سوءاستفاده‏هائى در بعضى از نقاط کشور شده. بچه‏ها باید در کانال آموزش و پرورش بیایند و این دوره را باید در اینجا بگذرانند. بعد هر کار کنند، جداست؛ اما این دوره باید الزامى شود.

باید واقعاً مجموعه‏ى آموزش و پرورش و نهضت سوادآموزى بنشینند و یک حدى را معین کنند. حالا فرض کنیم مثلاً افراد زیر سنین پنجاه سال، پنجاه‏وپنج سال یا شصت سال، اینها را یک مدتى معین کنند، بگویند تا فلان مدت - پنج سال مثلاً - مطلقاً همه باید در سراسر کشور باسواد بشوند. حالا آنهائى که بالاتر از این سنین هستند، با الزامات و اهتمام کمترى به آنها پرداخته شود، نه اینکه بکلى رها شوند؛ اما مجموعه‏ى کسانى که در سنین زیر پنجاه یا زیر پنجاه‏وپنج سال هستند از زن و مرد، حتماً باسواد شوند، تا ما دیگر در کشور بیسواد به این معنا نداشته باشیم.

 

مشاور جوان اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 – اصفهان

 


کلمات کلیدی:
 
برگزیده ای از سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

 

1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

پیامبـراکـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)

2ـ على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

هر که من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر که را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )

3ـ على (ع) بهترین داور

گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یکدیگر مشاجره نمودند، حاکم و داورى را از بنى آدم تقاضا کردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود که خـودتان انتخاب کنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )

4ـ داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)

5ـ کمک به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

پیامبر اکرم (ص) فرمود:هرکسى براى فردى از فرزندان من کارى انجام دهد و بر آن کار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)

6 ـ على و شیعیان

پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)

7 ـ شیعه على در قیامت

پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش که تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)

8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت

بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)

9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)

رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر که بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )

10 ـ حجاب فاطمه

پیامبـر اکـرم (ع) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را کاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن که او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن که او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى کند پیامبر اکرم فرمود: گواهى مى دهـم که تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)

11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء

پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر که بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267)

12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا

فـاطمه (س) از پیـامبـر اکـرم نقل کـرده که فـرمـود:

همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یک از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده که به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه که مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)

ـ خوشبخت واقعى

فاطمه (س) از پیامبراکرم(ص) نقل کرده که فرمود: این جبرئیل (ع) است که مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى کسـى است که على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. ( بهجه، ج 1،ص 271)

14 ـ بخشى از خطبه زهرا (س)

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرک قـرار داد،

و نماز را براى پاک شدن شما از تکبر،

و زکـات را بـراى پـاک کـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى کمک در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیکـى کـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى کـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاکیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرک سـرقت را بـراى الزام به پـاکـدامنى ،

و شـرک را حـرام کـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه که شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن که مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر کرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت کنید،

زیرا که "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

15 ـ موقعیت اهل بیت در نزد خدا

خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد که به خاطـر عظمت و نـورش هر که در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم. ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265)

16  ـ دستورالعملى جامع

در وقتى که بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:

اى فـاطمه نخـواب مگـر آن که چهار کار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم کنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى کنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز کرد، صبر کردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى که بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى کرد و فرمود:

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است که قرآن را ختم کرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار کنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)

17  - زیان بخل

پیامبراکرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا که بخل آفتى است که در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا که آن درختـى است در آتـش دوزخ که شاخه هایـش در دنیاست و هـر که به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266)

18  ـ نتیجه سخاوت

پیامبراکـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا کـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است که شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر که شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى کشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266)

19 ـ سحر خیزى

رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى که در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تکان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا که خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى کند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )

20  ـ زمان استحابت دعا

رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است که بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن که خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است که نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیک گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221)

 

  

 


کلمات کلیدی:
 
اهم موارد مطرح شده در خصوص نوآوری وشکوفایی
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
 

باسمه  تعالی

شماره :

تاریخ :

سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان

موضوع : نوآوری و شکوفایی

 

سلام علیکم

با احترام ، عطف به نامه شماره 173/80/1 - 5/1/87  اهم موارد مطرح شده ارسال می گردد:

 

  • 1. توسعه مدیریت نوین بمنظور آشنایی مدیران با فناوری های جدید آموزشی ، پرورشی و اداری و به روز شدن اطلاعات مدیران (با مسائل آموزش وپرورش)

 

  • 2. بهینه سازی محتوای آموزشی و به روز بودن مطالب درسی در جهت مشارکت دانش آموزان در فرآیندتدریس با استفاده از علوم جدید و انطباق آن با روش های تدریس و ارزشیابی جدید با محوریت ایجاد خلاقیت و پرورش تفکر عقلانی در دانش آموزان

 

  • 3. ایجاد انگیزه در عوامل انسانی با بهبود وضعیت معیشتی کارکنان ، تغییر در نظام تشویقی و ارزشیابی کارکنان

 

  • 4. گسترش فرهنگ مطالعه و تحقیق در بین معلمان از طریق ایجاد فرصت مطالعاتی و برنامه ریزی به منظور ارتقا سطح علمی کارکنان در اوقات فراغت تابستان

 

  • 5. توسعه آموزش خانواده با محوریت و تاکید بر بهداشت روانی خانواده

 

تدوین راهکار هایی  به منظور ایجاد تعهد و مسوولیت پذیری  والدین در قبال عملکرد دانش آموزان

 

 

  • 6. بکار گیری مشاوران متخصص ، متعهد و با تجربه در مدارس راهنمایی به منظور آشنا ساختن دانش آموزان با آسیب های اجتماعی و کمک به مدیران در حل مشکلات تحصیلی ، خانوادگی و اجتماعی دانش آموزان
  • 7. اجباری شدن آموزش پیش از دبستان به منظور یکسان سازی و آماده سازی دانش آموزان اول ابتدایی
  • 8. همگام نمودن اولیا با برنامه های آموزشی در دوره ابتدایی از طریق اجرا ی طرح معلم یار (پیرا معلم)
  • 9. توسعه طرح مهارت های زندگی در دانش آموزان با استفاده از مربیان آموزش دیده و اجرای آن در طول سال تحصیلی برای هر سه دوره آموزشی
  • 10. حذف ساعت تدریس مربیان پرورشی و تنظیم ساعت فعالیت های آنها به صورت برنامه ای مدون و هدفمند
  • 11. انتقال مراحل انتخاب رشته دانش آموزان دوره متوسطه به سال سوم راهنمایی
  • 12. تخصیص فضای آزمایشگاه به برگزاری ساعت درس علوم و استفاده از متصدیان آزمایشگاه و کارگاه کار آمد در دوره راهنمایی تحصیلی
  • 13. اصلاح برنامه ارتقاء شغلی در جهت شناسایی نیرو های ناکارآمد و تصمیم سازی برای آنان
  • 14. اطلاع رسانی به روز از طریق فناوری های جدید و توسعه یافته در جهت کاهش مراجعات مدیران و مردم به ادارات آموزش و پرورش و کاهش بخشنامه ها

 

15. قانونمند نمودن  نحوه جذب مشارکت های مردمی  به منظور  برنامه ریزی فعالیت های آموزشی و پرورشی  در تابستان

 

 

 

 

                                                     


کلمات کلیدی:
 
نگاهي به ديدگاههاي سياسي حضرت امام خميني (ره)
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٦  

نگاهى به ديدگاههاى سياسى امام خمينى(ره)

 

اشاره :
فلسفه سياسى انقلاب اسلامى ايران, با فلسفه سياسى امام(س) پيوندى ناگسستنى دارد; چرا كه اصول و آئين سياسى اش بر آرإ و انديشه هاى امام مبتنى است . قوام اين نظام سياسى به دوام انديشه هاى سياسى امام بازمى گردد . اينكه گفته مى شود;اين انقلاب, بى نام خمينى در هيچ كجاى جهان شناخته شده نمى باشد(1) ,به اين دليل است كه محتواى اين انقلاب, انديشه هاى اصيل و محكم امام است. بدين جهت, هرگاه محصول بنيادين اين انقلاب (كه به رهبرى امام خمينى(س) به پيروزى رسيده است; يعنى جمهورى اسلامى, از خصوصيات و ويژگيهاى اصلى و ماهيتى اش جدا گردد, در آن صورت, انقلاب از محتواى ذاتى و اساسى اش تهى شده است.
براى اينكه معيار درست و واقعى داشته باشيم و از طريق آن, به سنجش و تطبيق بپردازيم, صحيح ترين راه و منطقى ترين روش, بازخوانى و تدوين دقيق انديشه هاى امام از بدو تا ختم است. در يك نگاه كلى, اصول و آئين زير, (2) نماد اساسى فلسفه سياسى امام است; كه به نحوى محتواى بنيادين انقلاب اسلامى و چارچوب عملى سيستم سياسى - جمهورى اسلامى نيز به شمار مى رود:
1- حاكميت قوانين الهى;
2- حاكميت مردم بر سرنوشت خويش و نقش بنيادين آنان در تمام امور كشور(از رهبرى تا دهدارى);
3- رهبرى فقيه عادل و عالم;
4- اصل خدمت نه رياست و سلطه;
5- ابتنإ و اتكاى نظام سياسى اسلامى به رإى مردم;
6- لغو هرگونه امتياز, انحصار و اشراف;
7- نفى هرگونه استبداد, زور و ديكتاتورى;
8- آزادى به عالى ترين و طبيعى ترين شكل;
9- منع هر گونه شخصيت محورى و بت سازى;
10- رعايت حقوق همه مردم;
11- نظارت مردم در تمام مراحل سياسى و حضور واقعى مردم در تمام صحنه ها;
12- تإكيد بر اصل انتخاب و ميزان بودن رإى مردم;
13- عدالت اجتماعى;
14- نفى و مقابله هرگونه سلطه طلبى و سلطه پذيرى در بعد خارجى و داخلى;
15- مبارزه با ظلم و ستم و استكبار;
16- تإكيد برشناختن و شناساندن اسلام ناب محمدى (ص) و رد هرگونه تحجر, مقدس مآبى و نفى اسلام آمريكايى;
17- وحدت ميان همه نسلها و قشرها و فرق; خصوصا دو مركز مهم دانشگاه و حوزه.

بدين لحاظ, فراموش نكردن و زير پانگذاشتن انديشه هاى مترقى, نجات بخش و معزانه امام خمينى(س) يكى از شرايط مهم حفظ نظام سياسى مستقر و پاسبانى از محتواى واقعى و حقيقى آن است. بازخوانى و قرائت همراه با تإنى انديشه هاى سياسى امام, كه در طول اقامتشان در فرانسه مطرح شده است, از اولويت بيشترى برخوردار است. به دلايل مختلف, تبيين نظريات ايشان در اين دوره, مهم است; اول اينكه, اصلى ترين آراى سياسى و غايت اصلى فلسفه سياسى اش در اين دوره مطرح و در دوره هاى بعد تكميل شده است. دوم آنكه, اين دوره از انديشه هاى امام دو خصوصيت منحصر به فرد دارد; يكى, ارائه دلايل سياسى براى نفى رژيم سلطنتى و ديكتاتورى; دوم, بيان آرإ و نظريات سياسى براى استقرار نظام سياسى اسلامى و ترسيم سلوك و غايت آن. سوم اينكه, انديشه هاى امام را قبل از استقرار حكومت جديد و كسب قدرت سياسى مى نماياند و لذا به خوبى نشان مى دهد كه امام به عنوان رهبر مردم ايران, چه اهداف و غاياتى براى استقرار يك نظام سياسى جديد و انحلال رژيم استبدادى شاه دارد. چهارم اينكه, امام در اين دوره چهار ماهه (14 مهر 57 تا 11 بهمن 57) (3) برخلاف دوره هاى قبل و بعد از آن, مورد پرسش خبرنگاران مختلف جهان واقع شدند و به مهمترين سوالات سياسى و حساس ترين مفاهيم سياسى پاسخ دادند. (113 مصاحبه مطبوعاتى, به جز پيامهاى مكتوب و سخنرانيها)(4)
نگارنده اين مقاله, عزم آن دارد تا خلاصه و فشرده انديشه هاى امام دراين دوره پرالتهاب و بحرانى را مورد بررسى قراردهد. براى رعايت دقت و تإمل لازم و تدوين صحيح و عملى, تمام آرإ و نظريات امام اعم از مصاحبه ها, اعلاميه ها, پيامها, سخنرانيها و نيز اغلب حوادث و تحليلهاى اين ايام را مطالعه و فيش بردارى نموده و در نهايت آن را در 10 فصل تدوين كرده است و اينك خلاصه آن را به صورت زير ارائه مى نمايد. (5)
مهمترين مفاهيم و مسائلى كه امام در پاريس مطرح نمودند, شامل موارد زير است: (6)
1- نقد و نفى نظام سلطنتى;
2- قرائت و تفسير امام از اسلام به عنوان دين دنيا و آخرت;
3- ابعاد نهضت اسلامى ايران;
4
e- غايات و خواسته هاى انقلاب اسلامى;
5- ماهيت و خصوصيات حكومت اسلامى;
6- حق حاكميت مردم;
7- آزادى;
8- نقش امام و روحانيون در حكومت اسلامى.
در اينجا به موارد مذكور مى پردازيم.
اول - نقد و نفى نظام سلطنتى : هر چند امام, برچيده شدن ((نظام شاهنشاهى)) و ((سلطنتى)) را در دوران حضور خود در نجف و قبل از آن در ايران, مطرح نموده و بر آن تإكيد مى كردند; ولى در اين ايام بيشتر و قاطعتر بر آن پاى مى فشارند. اگر در سال 49 صلاح مى ديدند تا جمله نفى سلطنت را از پيام خود به حجاج بيت الله الحرام حذف بكنند, (7) اينك در اوج مبارزه, بر نظريه سياسى اش به عنوان آئين مبارزه تإكيد مى كنند. نه تنها بر نفى رژيم سلطنتى تاكيد مى كنند; بلكه به نقد ديدگاهى مى پردازند كه به انحاى مختلف فقهى يا سياسى معتقد به حفظ سلطنت و رعايت قانون اساسى و اجراى مشروطيت هستند :
((موافقت با نظام شاهنشاهى چه به صراحت و چه به وسيله طرحى كه لازمه اش بقاى آن است, خيانت به اسلام و قرآن كريم و مسلمين و ايران است و هر كس با هر اسم با آن موافقت نشان دهد مطرود و اجتناب از آن لازم است.))(8)
لذا در پاسخ به نامه آيت الله مرعشى با صراحت مى نويسند : ((ما همه موظف هستيم كه از پا ننشينيم تا سقوط سلسله بى حيثيت پهلوى.)) (9)
استدلال امام اين است كه سلطنت, مساوى ((استبداد و قلدرى)) است و لذا حكومتى عادلانه نيست: ((اصل سلطنت هم از اول يك چيز سهل بود. از اول معنا نداشته است... سلطنت مساوى با استبداد و قلدرى و ديكتاتورى است.)) (10) از نظر امام, رژيم سلطنت, هم در اساس با فلسفه سياسى اسلام در تضاد است وهم از حيث عملكرد و رفتارها مخالف آئين انسانيت و سياست است. لذا مى گويند:
((اگر كسى در اين مطلب (11) موافقت با ما نكند, اين سوء نيت دارد. يا آدم نفهمى است, جاهلى است... كدام ملت مى تواند اين مطلب را قبول بكند ؟ خير,ايشان (12) بايد بروند, اين سلسله بايد منقرض بشود.))(13)
امام در پاسخ به سوال روزنامه الهدف لبنان و راديوى اتريش مبنى بر اينكه رژيم شاه تصميم دارد قانون اساسى را با شريعت اسلام متناسب و تعديل كند, بنيادىترين نظريه اش را در مورد اصل سلطنت مطرح مى سازد: ((اينها دروغ است. اگر راست مى گويند; اول چيزى كه در قانون اساسى مخالف با اسلام است, سلطنت شاه و اصل رژيم سلطنتى است.)) (14) پس در نگاه امام, رژيم اصلاح و متناسب با شريعت نخواهد شد, مگر آنكه سلطنت و پادشاهى از سيستم سياسى حذف گردد.
يكى ديگر از دلايل اصلى مخالفت امام با اصل سلطنت و نظام سلطانى و شاهى, اين است كه اين نوع نظام سياسى به ((آراى ملت)) اتكا ندارد : ((من مخالف اصل سلطنت و رژيم شاهنشاهى ايران هستم به دليل اينكه اساسا سلطنت نوع حكومتى است كه متكى به آراى ملت نيست.)) (15) در فلسفه سياسى امام, حكومتى كه رإى مردم و حق انتخاب آنان را ناديده بگيرد, حكومت نامشروع است و حكومت محمدرضا پهلوى چنين حكومتى بود. امام خواستار حكومتى بود كه در سايه آن, مولفه هاى اصلى و اساسى فلسفه سياسى اش تجلى يابد:
((خاندان پهلوى... كه با ديكتاتورى بر ايران حكومت مى كنند... هرگونه فرياد آزادى خواهى و اعتراض به ديكتاتورى را با سرنيزه خاموش كرده اند... آزادى به تمام معنا از مردم سلب شده است. هيچ گاه مردم حق انتخاب نداشته اند... گويندگان و نويسندگان يا كشته شده اند و يا زندانى هستند و يا ممنوع از گفتن و نوشتن. مطبوعات را از نوشتن حقايق محروم كرده اند و در يك كلمه تمامى مبانى بنيادى و دموكراسى را نابود كرده اند... ما كه خواستار حكومت اسلامى هستيم, در سايه آن, به همه اين جنايتها و خيانتها پايان داده مى شود.)) (16)
با اين تلقى, امام با قاطعيت مى گويند : ((رژيم سلطنتى... خلاف حقوق بشر است... رژيم سلطنتى فاسد است همه اش)). (17)
از نظر امام, سلطنت پديده اى ((مزخرف)) است; چرا كه در آن ((يك آدم, سلطان بر يك مردم)) است كه هيچ اختيارى ندارند; (18) به همين جهت ((ملت ايران)) با آن مخالف است; ((زيرا رژيمى است تحميلى كه هرگز متكى به آراى ملت نبوده...و خود را موظف به تإمين هدفها و خواسته هاى مردم نمى داند)) (19) و در نگاه امام, چنين حكومتى اولا; طاغوتى است و ثانيا; اطاعت از آن, حرام است. (20) انديشه جايگزين امام اين است كه ((بايد اختيار دست مردم باشد.)); (21) لذا ((هر اجتماعى, حق اولى اش اين است كه خودش انتخاب بكند يك چيزى را كه راجع به مقدرات مملكت خودش است.)) (22) امام معتقد است با روى كار آمدن رضاخان رژيم پهلوى ((سه اصل اسلامى در امر حكومت)) را پايمال نمود : ((اول; لزوم عدالت در حاكم اسلامى و دوم; اصل آزادى مسلمين در رإى به حاكم و تعيين سرنوشت خود و سوم; اصل استقلال كشور اسلامى از دخالت اجانب و تسلط آنها به مقدرات مسلمين.)) (23)
نكته اساسى اين است كه امام, انديشه سياسى اش را در فضايى مصلحتى مطرح نمى كردند تا از آن بهره بردارى سياسى بكنند. يكى از خصوصيات مهم امام, اين بود كه هرگز در چنگ رويدادها نبودند; بلكه رويدادها در مهار او بود. از اين رو, وقتى به قدرت هم مى رسند(يعنى مردم مى خواهند تا ايشان محور نظام باشند), باز هم با همان شدت و علاقه مى گويند : ((هرگز اجازه ندهيد كه عده اى معدود چون گذشته تلخ استبداد بر شما حكومت كنند, اصل دموكراسى اسلامى[ را]فراموش نكنيد.));(24) چرا كه از مولفه هاى بنيادين فلسفه سياسى امام اين است كه حكومت با زور و سرنيزه ممكن نيست; ((فتح قلوب)) مهم است. (25)
دوم - قرائت و تفسير امام از اسلام : از اسلام (= قرآن و سنت) قرائت ها و تفاسير گوناگونى شده و مى شود. قرائت امام از اسلام, قرائتى ويژه و مبتنى بر دو متغير زمان و مكان است; به طورى كه در ميان علما و دانشمندان و فقها, همانند كمى دارد و اغلب نيز بى مانند است. در دوره مبارزه براى استقرار يك نظام اسلامى, تفسير امام از اسلام, دو ويژگى منحصر به فرد دارد : يكى مقابله جدى با تحجر و كژانديشى و عقل ستيزى; دوم, تبيين دين اسلام به عنوان مكتبى جامع و داراى مبانى حكومتى و سياسى است كه محصول مهم هر دو ويژگى, يك چيز باارزش و به شدت مورد نياز جوامع مسلمين بود; يعنى تلفيق دين و سياست, و اين, كار كوچكى نبود. (26) در عصرى كه تبليغ اين بود كه (( هدف اساس مذهب, جلوگيرى از كشتار اغنيا به دست تهيدستان و فقراست)) و ((مردم جهان سوم براى مبارزه با امپرياليسم غرب, بايد دين خود را كنار بگذارند.)) (27) و دين را ((افيون اجتماع)) تإويل كردند و نيز در دوره اى كه غربيها به دلايل عملكرد خشن و غيرعقلانى اصحاب كليسا, تن به ليبراليسم و سكولارسيم داده بودند و در درون حوزه هاى علميه و جامعه مسلمين, كسى براى احيا و استقرار حكومت اسلامى پيشقدم نمى شد و ترجيح مى داد تا اين درآموزه هاى فردى خلاصه شود; امام, يك تنه به ميدان نظر و عمل آمدند و فهم و آموزه هاى مترقى و عزيزانه خود را از دين اسلام, ارائه كردند. آموزه هايى كه بى آن, امكان تئورى پردازى سياسى وجود نداشت. درك و فهم امام از دين, در عميق ترين توصيف اين است كه اولا; ((عزيزانه)) (28) است و ثانيا; ((ذلت ستيز)) است. به اوج سخن امام در رابطه با اسلام و نجات آن از دامن ذلتها و خواريها و انحطاطات توجه كنيد:
((اين معنا را كه كسى بگويد اسلام به زندگى چه كار دارد, اين جنگ با اسلام است. اين نشناختن اسلام است. اسلام به سياست چه كار دارد؟! اين جنگ با اسلام است. ))(29)
در حقيقت, امام با اين بيان, جنگ دوگانه اى را آغاز كرده و آن را تا استقرار نظام اسلامى و حتى تا پايان عمرش (14 خرداد 68) ادامه دادند: يكى; جنگ با حكومت طاغوتى و غيرالهى و غيرمردمى. دوم; جنگ با كسانى كه به قول امام با ادعاى دين به سياست كارى ندارد, جنگ با اسلام را شروع كرده بودند.
امام اعتقاد داشتند كه ((اسلام تز دارد, برنامه دارد... براى حكومت اسلامى دستور دارد, براى تشكيلاتش دستور دارد... براى تحرك جامعه دستور دارد.)) (30) امام با صراحت مى گويند : ((اين غفلت كردن از اسلام بود كه اسلام را به يك ورق شناخته بودند... اين دو طائفه (31) اسلام را به تمام معنا نشناختند كه اسلام چى است. اسلام, نه دعوتش به خصوص معنويات است و نه دعوتش, به خصوص ماديات است; هر دو را دارد. يعنى اسلام و قرآن كريم آمده است كه انسان را به همه ابعادى كه انسان دارد, بسازند او را, تربيت كنند او را.)) (32) به همين دليل نويد; مى دهد: ((آن رژيمى كه ما مى خواهيم تإسيس كنيم, يك همچو رژيمى است)) (33) يعنى: ((اسلام, اسلامى است كه در آن ((دموكراسى مندرج است و مردم آزادند)) (34) و لذا ((والله اسلام, تمامش سياست است)), از شعارهاى محورى امام مى شود :
((والله اسلام, تمامش سياست است, اسلام را بد معرفى كرده اند, سياست مدن از اسلام سرچشمه مى گيرد. من از آن آخوندها نيستم كه در اينجا بنشينم و تسبيح دست بگيرم, من پاپ نيستم كه فقط روزهاى يكشنبه مراسمى انجام دهم و بقيه اوقات براى خودم سلطانى باشم و به امور ديگر, كارى نداشته باشم.... (35) دعا و زيارت يك باب از ابواب اسلام است; لكن سياست دارد اسلام, اداره مملكتى دارد اسلام...(36) مسجد مركز سياست اسلام بوده است...(37) اسلام دين سياست است قبل از اين كه اين معنويات باشد. )) (38)
يكى ديگر از مبانى اسلامى امام, اين است كه خاستگاه اسلام را ((ضعفا)) و پابرهنه ها و محرومين مى داند كه هم بر تمام اغنيا برترى دارند و هم به لحاظ كيفى بر آنها امتياز: ((اسلام از توى ضعفا پيدا شده است. از اغنيا كه پيدا نشده است. از اين گداهاى مدينه و مكه اسلام پيدا شده. از اين بيچاره ها و ضعيفها اسلام, پيدا شده است.)) (39) جنگ فقر و غنا يكى از اصول سياسى امام است كه در اواخر عمرشان مطرح ساختند. امام همواره تإكيد داشتند كه حكومت براى محرومان است و لذا همواره از مسوولان نظام مى خواستند كه پيوند خود را با ملت و ضعفا و محرومان قوىتر كنند; چرا كه در نگاه ايشان هر گاه: ((قوه علما از قوه ملت جدا شد, ديگر نمى توانند يك كارى انجام بدهند.)) (40) بدين لحاظ, اسلام امام, اسلام ((آزادى و استقلال است.)) (41) اسلام او ((دينى است كه همه كس به حقوق خودش مى رسد و مراعات همه حقوق را مى كند. )); (42) لذا به صراحت اعلان مى كند: ((با اسلام مى توانيد آزاد باشيد. قرآن شما را آزاد قرار داده است.)) (43)
قرائت دينى امام, اثرات فراوانى داشت و باعث تحول عميق در جهان اسلام و حوزه هاى علوم دينى شد; به طورى كه هم بنياد يك رژيم غيرالهى و غيرمردمى را ويران ساخت و هم بنيان يك نظام سياسى جديد را استوار نمود. و اين, كم تحولى نبود. يعنى انديشه سياسى اى كه, براى اولين بار در حوزه اسلامى تبديل به آئين مبارزه و استقرار نظام حكومتى شد و دوام و بقاى آن نيز منوط به حفظ هم نظام و هم آراى امام گرديد.
سوم - ابعاد نهضت اسلامى ايران : امام بر آن بودند كه اولا; اين انقلاب مردمى است و به ((همه ملت)) مربوط است و ثانيا; ((دست غيب الهى)) آن را به پيروزى رسانيد. مطابق اين ديدگاه, امام هيچ گاه مصادره به مطلوب نمى كردند و انقلاب را به يك گروه خاص حتى روحانيان اختصاص نمى دادند و آن را نه در وجه مبارزه تا پيروزى و نه در وجه حكومت و مسووليت, در انحصار هيچ صنف و گروه و قشرى در نمىآوردند; زيرا امام از اعماق درونش بر اين باور بود كه: ((همه ابعاد اين قيام, همه قشرها را گرفته است. اختصاص به يك دسته اى... ندارد... اين يك دست غيب الهى است[ كه] مردم را با هم مجتمع[ كرده است].)) (44)
امام ((همه اقشار)) را مبدع اين قيام مى دانستند و لذا, مى گفتند; هر كس مدعى شود اين انقلاب مال من است, ((غلط)) مى گويد:
((اين نهضت... از متن ملت جوشيده و بيرون آمده, نمى تواند كسى بگويد كه مال من است. هيچ كس حق ندارد, غلط است كه بگويد كه مال اين است. مال اين. هيچ دستى نمى تواند اين جور يك ملتى را تغيير دهد. خداست كه اين كار - كرده... هيچ نمى شود گفت روحانيون اين كار را كرده اند, نمى شود گفت مردم بازار اين كار[راانجام داده اند]خير, دست خداست و از متن ملت جوشيده است.)) (45)
احتجاج امام اين است كه مى گفتند : ((الان از علماى ما چقدر حبس اند. از علما, از روشنفكرها, از دكترها, مهندسين, از محصلين, از بازاريها, همه طبقات الان در حبس اند.)); يعنى اينكه اين واقعيت, نشان مى دهد كه همه گروهها و طبقات در اين انقلاب سهيم بودند و هستند. و لذا اين تلقى امام با انديشه كسانى كه مى خواهند ثابت كنند انقلاب را يك قشر, يك گروه يا يك نسل انجام داده است, در تضاد و تباين است.
چهارم - غايات و خواسته هاى انقلاب اسلامى : امام دو روز پس از ورود به پاريس, خواسته هاى مقدماتى ملت را در پيامش به طلاب, دانشجويان و دانشآموزان سراسر كشور اين گونه بر مى شمارد: ((رسيدن به سعادت)), ((آزادى)), ((استقلال)), ((حكومت عدل اسلامى)), ((عدالت حقيقى)) و ((برخوردارى از نعمت هاى الهى)). (46) در پيامى ديگر, امام اين گونه تإكيد مى كنند: ((در اين نهضت مقدس, تشكيل حكومت اسلامى سرلوحه اهداف آن است و ضمانت از آزادى و استقلال از ثمرات آن.)) (47) در حقيقت, امام بر شعار عمومى و اساسى مردم صحه گذاشتند كه فرياد بر مىآوردند : استقلال, آزادى, جمهورى اسلامى.
زمانى كه رژيم در سراشيبى سقوط قرار مى گيرد و دولت نظامى ازهارى قدرت را در دست مى گيرد, امام در پيامى به ملت ايران غايت اصلى انقلاب مردم را بيان نموده و بار ديگر, مولفه اصلى فلسفه سياسى خود و انقلاب ايران را مشخص و آشكار مى نمايند : ((هدف همان است كه در سخنرانيها و اعلاميه هاى خود ذكر نموده ام :
الف - سرنگونى سلطنت پهلوى و رژيم منحوس شاهنشاهى. ب - به پاداشتن حكومت جمهورى اسلامى مبتنى بر ضوابط اسلام, متكى بر آراى ملت.)) (48)
همچنين در نگاه امام, ((رهايى مردم از قيد و بند استعمار و استبداد)) (49) نيز جزء اهداف مبارزه بوده است.
((همه با هم حق خواستيد, حق خودتان را خواستيد, آزادى خواستيد, استقلال خواستيد, جمهورى اسلامى خواستيد, به حمدالله آزادى براى شما حاصل است. الان از هيچ كس نمى ترسيد; ولى بايد از خودمان بترسيم, بايد از خدا بترسيم.)) (50)
پنجم - ماهيت و خصوصيات حكومت اسلامى : همان طور كه گذشت, فلسفه حكومت در اسلام از نظر امام ((خدمتگزارى)) است نه رياست و سلطه و استيلا. امام بارها و بارها بر اين اصل تإكيد نمودند. آن هنگام كه عازم پاريس بودند نيز بر اين نكته اشاره كردند كه: ((فعلا عازم پاريس شدم تا با تمام مشكلات به وظيفه دينى خود كه خدمت به كشور اسلامى است و مردم محروم وطنى است, موفق گردم.))(51) زيرا از نظر امام, همه ما خدمتگزار اين مردم و وطن خودمان هستيم. (52)
ماهيت حكومت اسلامى از نظر امام, ((نفى زور و سرنيزه)) و مبارزه با آن است: ((با سر نيزه نمى شود يك ملتى را... خاموش كنند و بگويند كه شما بايد در حال اختناق تا آخر باشيد. اين موقتى مى شود; اما دائمى نمى شود.)); (53) لذا از نظر امام, حكومت اسلامى نمى تواند با زور و سرنيزه توإم باشد. با اين نگرش, امام پس از پيروزى انقلاب بلافاصله به مردم اعلام مى كند:
((هرگز اجازه ندهيد كه عده اى معدود چون گذشته تلخ استبداد بر شما حكومت كنند. )) (54)
و بلافاصله تإكيد مى كنند كه :
((اصل دموكراسى را فراموش نكنيد.)) (55)
حكومت مطلوب امام, حكومتى است كه مردم در آن حق و توان بركنارى بالاترين مقام حكومت; يعنى رهبر را دارند. در نگاه امام هر گاه حاكم, شرايط لازم اسلامى را براى رهبرى نداشت, ((معزول مى شود)) و ((ملت هم بايد او را كنار بگذارند.)) (56) به قول امام, مثل دوره سلطنت و شاه نيست كه همه مردم از او بترسند و او نيز خوف اين را نداشته باشد كه عزلش مى كنند; چون عزلى در كار نيست و او هر چه دلش خواست انجام مى دهد;(57) بلكه مردم در اين نوع حكومت بازيگر واقعى اند هم حاكم و تمام مسوولان را برمى گزينند و هم مى توانند در موقع لازم آنان را عزل نمايند:
((آنكه ما مى خواهيم, يك حكومت عادلى و يك رژيم عادلى و يك هيات حاكمه عادلى كه مورد اطمينان جامعه باشد و براى جامعه خدمت كند.)) (58) و ((در حكومت اسلامى.. . عدالت است));(59) ((مثل حكومت شاه نيست تا وقتى يك چيزى مردم عليه حكومت گفتند, عده اى را بكشند.)); (60) ((ما رژيمى مى خواهيم كه رژيم عدالت باشد. ))(61)
امام در تعريف و توصيف جمهورى اسلامى و حكومت دينى مى گويند : ((رژيم اسلامى با استبداد جمع نمى شود. آن رژيمهاى جمهورى هم كه استبدادى هستند در اسم جمهورى هستند, در محتوا سلطنتى هستند.)) (62) يكى از وجوه تميز حكومت اسلامى در انديشه امام, ((عدم استبداد)) است. اصولا استبداد خصلتى است كه هر گاه بروز كند, اسلامى بودن حكومت حتى حكومت مبتنى بر قواعد الهى را با حضور عالمان دين, از ميان مى برد. امام در مورد ماهيت حكومت آينده مى گويند:
((با قيام انقلابى ملت, شاه خواهد رفت و حكومت و دموكراسى و جمهورى اسلامى برقرار مى شود. و در اين جمهورى, يك مجلس ملى مركب از منتخبين واقعى مردم, امور مملكت را اداره خواهند كرد. حقوق مردم خصوصا اقليتهاى مذهبى محترم بوده و رعايت خواهد شد... نه به كسى ظلم مى كنيم و نه زير بار ظلم مى رويم.)) (63)
همچنين امام در وصف جمهورى اسلامى مى گويند:
((در جمهورى اسلامى, زمامداران مردم نمى توانند با سوء استفاده از مقام, ثروت اندوزى كنند و يا در زندگى روزانه, امتيازى براى خود قايل شوند. بايد ضوابط اسلامى را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعايت كنند... دقيقا بايد به آراى عمومى در همه جا احترام بگذارند... مطبوعات در نشر همه حقايق و واقعيات آزادند. هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتى كه مصالح مردم را به خطر نيندازند آزادند.)) (64)
امام به نقش مردم در حكومت اسلامى اشاره مى كنند و از آن, به عنوان يكى از اساسى ترين مولفه جمهورى اسلامى ياد مى كنند:
((ماخواهان استقرار يك جمهورى اسلامى هستيم و آن حكومتى است متكى به آراى عمومى. شكل نهايى حكومت با توجه به شرايط و مقتضيان كنونى جامعه ما توسط خود مردم تعيين خواهد شد.)) (65) امام گامى فراتر از غرب مى نهند و مى گويند: ((آن دموكراسى كه ما مى خواهيم به وجود آوريم, در غرب وجود ندارد.)); (66) زيرا در نظر امام: ((دموكراسى اسلام, كاملتر از دموكراسى غرب است.)) (67)
از نظر امام, ((جامعه آينده ايران)) ((جامعه آزادى)) خواهد بود كه ((همه نهادهاى فشار و اختناق)) را از ميان خواهد برد.
((انسان كه امروز در نظام پليسى از فعاليتهاى فكرى و آزادى در كار مردم شده است, تمامى اسباب ترقى واقعى و ابتكار را به دست خواهد آورد. جامعه فردا جامعه اى ارزياب و منتقد خواهد بود كه در آن تمامى مردم در رهبرى امور خويش شركت خواهند جست.))(68)
اوج نقش مردم در فلسفه امام, اين نكته است كه در اواخر عمرشان در جواب نامه آيه الله مشكينى نوشتند :
((اگر مردم به خبرگان رإى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حكومتشان تعيين كنند, وقتى آنهاهم فردى را تعيين كردند تا رهبرى را به عهده بگيرد, قهرااو مورد قبول مردم است. در اين صورت او ولى منتخب مردم مى شود و حكمش نافذ است.)) (69)
زيرا در فلسفه سياسى امام امت(س), ((حكومت اسلامى, حكومتى است كه اولا صددرصد متكى به آراى ملت است, به شيوه اى كه هر فرد ايرانى احساس كند با رإى خود, سرنوشت خود و كشور خود را مى سازد.)); (70) ((حكومتى كه كوچكترين فرد ايرانى بتواند آزادانه و بدون وجود كمترين خطر از بالاترين مقام حكومتى انتقاد كند و از او در مورد اعمالش توضيح بخواهد.)) (71) و لذا از نظر امام, ((كسانى بايد ايران را رهبرى كنند كه كاردان و امين و صددرصد مورد اعتماد ملت و متكى به آراى آنها باشند و شايستگى آنها را ملت بر حسب ضوابط اسلامى احراز كرده باشد.)) (72)
رضايت و پذيرش و اعتماد مردم يكى از اصول اساسى فلسفه سياسى امام است. ((ميزان رإى ملت است)), يكى از غرورانگيزترين و كاربردىترين آراى سياسى و حكومتى امام است. رإى مردم نه تنها از مبانى سياسى امام براى نهادينه كردن و مشروعيت بخشيدن موسسات مدنى است; بلكه نافذ در بسيارى از امور ديگر هم هست :
((هر فردى از افراد ملت حق دارد كه مستقيما در برابر سايرين, زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت, اگر به خلاف وظايف اسلامى خود عمل كرده باشد, خود به خود از مقام زمامدارى معزول است.)); (73)
چراكه از نظر امام, (( حكومت بايد مسوول باشد پيش ملت.)) (74) به همين دليل, امام به رخ جهانيان مى كشد كه وقتى پيروز شدند, ((ان شإا... همه خواهند ديد كه انتخاب آزاد و مجلس سالم)) و ((حكومت اسلامى و دموكراسى حقيقى)) يعنى چه ؟))
ششم - حق حاكميت مردم : در فلسفه سياسى امام, حق حاكميت مردم, حق آزادى بيان به كرات ديده مى شود. امام پنج روز پس از ورود به پاريس تإكيد كردند: ((هر ملتى حق دارد خودش تعيين كند سرنوشت خود را. اين از حقوق بشر است كه در اعلاميه حقوق بشر هم هست.)) (75) و نيز تصريح نمودند: ((حق اوليه بشر است كه[ بگويد] من مى خواهم آزاد باشم, من مى خواهم حرفم آزاد باشد.))(76) بنيادىترين انديشه سياسى امام در اين جمله است كه مى فرمايند:
((ما فريادمان اين است كه بايد اين ملت هر چه دارد مال خودش باشد و خودش اداره خودش بكند.))(77)
امام اين حق را, حق مسلم مى داند كه هيچ كس نمى تواند آن را انكار كند.(78) به همين دليل امام صريحا مى گويند: ((بايد اين رژيم جاى خود را به رژيمى بسپارد كه مبعوث ملت مسلمان باشد.)) (79) و امام خود از اولين كسانى هستند كه به آراى خود پايبندى نشان دادند: ((من به واسطه اينكه ملت مرا قبول دارند, دولت تعيين مى كنم. )) (80) و نيز فرمودند: ((مردم چون خواست خود را در من مى ديدند, به من روى آوردند.)) (81)
از نظر امام: ((هيچ گروه و شخصى نمى تواند با خواست ملت ايران مخالفت كند, چون ((تمام ايران گفته كه ما شاه را نمى خواهيم.));(82) لذا از نگاه امام, نظر و رإى مردم ملاك و معيار عمل است. امام رإى ملت را هم در نفى رژيم شاه نافذ و معتبر مى دانستند و هم در تعيين حكومت جايگزين و هم در دوره استقرار و استمرار حكومت. براى هر كدام نمونه بين وجود دارد: اول; ((ملت او را نمى خواهد, او بايد برود)) (83) ( اشاره به شاه), دوم; ((چون ملت, ملت مسلم است و ما را هم خدمتگزار خود مى داند, از اين جهت حدس مى زنم به پيشنهاد ما رإى مى دهد.));(84) زيرا ((حكومت بايد مبعوث ملت مسلمان باشد.))(85) سوم; اگر مردم به خبرگان رإى دادند و آنان رهبرى را برگزيدند قهرا او مورد قبول مردم است و ((در اين صورت او ولى منتخب مردم مى شود و حكمش نافذ است.))(86)
امام به صراحت مى فرمايند:
((بايد اختيار دست مردم باشد. اين يك مساله عقلى (است ) هر عاقلى اين مطلب را قبول دارد كه مقدرات هر كس بايد دست خودش باشد.))(87)
و لذا خالصانه نويد مى دهند كه :
((ان شإالله اگر حكومت اسلامى به پا شود, همه امور بر طبق دلخواه ملت ان شإالله حاصل مى شود.))(88)
و بلافاصله اثرات و خاصيت حاكميت مردم بر سرنوشت خود را گوشزد مى نمايند:
((اگر دولتها, دولتهاى ناشى از اراده ملت باشد, اينها نمى گذارند كه شما اين طور در ايران تصرف كنيد و اين طور هرج و مرج به بار بياوريد.))(89)
با اين منطق, امام مى گفت : ((شاه برود تا مردم سرنوشت خويش را به دست بگيرد. ));(90) زيرا ((ما به نيروى ملت اتكا داريم))(91) و به همين جهت ((شاه محكوم است به حسب حكم ملت.)) (92) و لذا در انديشه امام: ((ملت هميشه بر كارهاى دولتى و حكومتى خود نظارت مى كند.))(93) و حكومت اسلامى ((متكى به ملت است)) و ((به تعيين و تصويب ملت است)) و ((اختيار به دست خود مردم است;(94) چرا كه در انديشه سياسى امام, حكومتها بايد ((تابع مردم باشند و براى مردم باشند, نه مردم براى حكومتها.))(95)
هفتم ـ آزادى : آزادى از مفاهيم بغرنج در فلسفه سياسى خصوصا فلسفه سياسى مسلمانان است. تفاسير مختلف باعث شده است تا آزادى به عنوان ((حق طبيعى)) و ((خدادادى)) تا سر حد كفر و يا حتى ((كفر در كفر)) كشيده شود.(96) اما امام آزادى را نه تنها مغاير با اسلام معرفى نكردند; بلكه آن را جزء شعارهاى اصلى و بنيادين انقلاب و جمهورى اسلامى قرار داده و اغلب از آن, به عنوان يك ارزش الهى ياد نمودند. امام از فقدان آزادى در رژيم پهلوى انتقاد مى كنند و مى گويند: ((در كجاى اين مملكت ما آزادى هست ؟ آزادى قلم دارند مردم ؟ آزادى بيان دارند مردم ؟ كجا آزادى دارند كه ايشان دم از آزادى مى زنند؟)) (97) امام از آزادى به عنوان يك ((حق اوليه)) و ((شرعى)) و ((قانونى)) ياد مى كنند: ((حق اوليه بشر است كه [بگويد]من مى خواهم آزاد باشم.))
امام اين سخن شاه را كه گفته بود: ((مردم به آن حد نرسيده اند كه به آنها آزادى بدهم)), بشدت مورد نقد و حمله قرار مى دهند و تاكيد مى كنند كه آزادى را خدا به مردم داده است نه اينكه شاه بخواهد به مردم آزادى بدهد يا ندهد. آزادى يك امر ((خدادادى)) است.(98) آزادى امام از نوع آزادى شاه نيست كه به قول خودش به ملت اعطا كرده است : ((ما مى خواهيم آزاد باشيم نه مثل آزاديى كه شاه به ما مى دهد. اين آزادى كه شاه به ما مى دهد, اين براى خودش خوب است. براى عائله خودش خوب است, اين جور آزادى.))(99) آزادى امام از مبانى اسلامى نشإت مى گيرد و كاملا فطرى و الهى است. امام مى گويند:
((يكى از بنيادهاى اسلام, آزادى است. انسان واقعى ملت مسلمان فطرتا يك انسان آزاد شده است.))(100)
مطابق اين مبانى, امام اعلام مى كنند: ((سياست ما هميشه بر مبناى آزادى, استقلال و حفظ منافع مردم)) خواهد بود و با قاطعيت تمام تضمين مى كنند كه: ((اين اصل را هرگز فداى چيزى نمى كنيم.));(101) چرا كه نظر امام و ملت اين بوده است كه: ((يك رژيم بر پايه عدالت و دموكراسى حقيقى كه ضامن آزادى و استقلال مملكت باشد; به وجود)) بياورند.(102) در انديشه امام ((ملت به حسب شرع آزاد است))(103) و لذا هر كس كه جلوى آزادى را بگيرد و آن را از مردم سلب كند, ((مرتجع)) است.(104) امام در دوران حساس مبارزه, ملت را مطمئن مى سازند كه شما مى توانيد با اين نهضت, ((آزادى براى خودتان تهيه كنيد.))(105) و خود پيشاپيش, آرمان مردم را آزادى واقعى معرفى مى كنند:((مى خواهيم آزاد باشيم. مى خواهيم مطبوعاتمان آزاد باشد. مى خواهيم راديو و آلات تبليغمان آزاد باشد.))(106) و نيز مى فرمايند: ((يك ايران آزاد ما مى خواهيم));(107) ((يك ايرانى مى خواهيم كه... خود ملت اداره كند مملكت را)).(108) از نظر امام, هر كسى كه آزادى را از مردم سلب كند, جزء ((اراذل و پست)) است; (109) زيرا ((اول چيزى كه براى انسان هست, آزادى در بيان است, آزادى در تعيين سرنوشت خودش)) (110) و ((هر بشرى نسبت به سرنوشت خويش آزاد است. ))(111)
امام, آزادى را لازمه انسانيت مى دانند كه مطابق اصل توحيد بايد با آزادى و حريت, عبوديت را فقط براى ذات اقدس حق تجربه كند. از نظر ايشان, هرگاه به اصل آزادى و حريت انسان خدشه اى وارد گردد, عبوديت غيرالهى ممكن و محقق خواهد شد. نظر مهم و بنيادى امام اين است :
((مطابق اصل توحيد, انسان تنها در برابر ذات اقدس حق بايد تسليم باشد و از هيچ انسانى نبايد اطاعت كند, مگر اينكه اطاعت او, اطاعت خدا باشد. براين اساس, هيچ انسانى هم حق ندارد انسانهايى ديگر را به تسليم در برابر خود مجبور كند و ما از اين اصل اعتقادى, اصل آزادى بشر را مىآموزيم كه هيچ فردى حق ندارد انسانى و يا جامعه و ملتى را از آزادى محروم كند.))(112)
بر اساس انديشه فوق, انقياد نوعى ذلت و تباهى براى انسان محسوب مى شود.
امام در مورد آزادى در نظام سياسى اسلام معتقدند: ((در يك رژيم اسلامى, آزادى صريح و كامل خواهد بود. تنها آزاديهايى به ملت داده نخواهد شد كه بر خلاف مصلحت مردم باشد.))(113) و ((ما مى خواهيم مملكتمان را آزاد كنيم, اختناق در مملكت ما نباشد)) و ((مى خواهيم شما آزاد باشيد.));(114) زيرا از نظر امام, آزادى را قرآن ((توصيه كرده است.))(115) و در زمان ائمه و پيامبر نيز آزادى بوده و همه, حرفهايشان را مى زدند; لذا تإكيد مى كنند ما ((حجت داريم)) و نبايد از آزادى بترسيم.(116) با چنين رويكردى, امام از ملت مى خواهند مواظب باشند تا آزادى مخدوش و محدود نشود تا حرف شياطين كه مى گفتند, ايران قابليت دموكراسى, عدالت, آزادى را ندارد, تحقق نيابد:
((شياطين مى خواهند منعكس كنند كه ايران قابل دموكراسى نيست . ايران قابل عدالت نيست, ايران قابل آزادى نيست. بايد اى برادران من نگذاريد كه اين مسائل پيش بيايد و اين گفتارهاى نامربوط گفته بشود.))(117) زيرا: ((ما براى حيات زير سلطه غير ارزش قائل نيستيم. ما ارزش حيات را به آزادى و استقلال مى دانيم))(118)براى اينكه: ((من از روزگار سياه و اختناق و اسارت بيمناكم. ))(119) لذا: ((از ملت تقاضا دارم كه نگذارند... آزادى كه به دست آمده است, مبدل به اختناق بشود.))(120)
امام در حساسترين مرحله انقلاب; يعنى برگزارى همه پرسى براى تإييد يا رد جمهورى اسلامى ايران خطاب به ملت مى گويند: ((شما همه آزاديد به هرچه مى خواهيد رإى بدهيد. من خود به جمهورى اسلامى رإى مى دهم)); (121) ولى ((در هر صورت شما مختاريد كه آرى بگوييد يا نه بگوييد يا هرچه دلتان مى خواهد در ورقه بنويسيد. )); (122) اما امام دو چيز را به مردم به صراحت مى گويند: يكى اينكه, اگر جمهورى اسلامى رإى بياورد, ((نويد آزادى و استقلال)) خواهد داد و دوم اينكه به مردم قول مى دهند كه ((در حكومت اسلامى, همه و همه آزادند, همه و همه به حقوق خودشان خواهند رسيد.)) دليل امام اين است كه ((در جمهوريت اسلام, تمام آزاديها)) وجود دارد و تإكيد مى كنند; اسلام يك پايگاه آزادى و استقلال براى مردم خواهد بود. (123) و ((اسلام سرمنشإ همه آزاديها))(124) است. امام نه تنها به اين مطالب مى پردازند; بلكه سالها قبل, از ايران به عنوان ((ميهن بزرگ)) كه ((مهد بزرگان و آزادى خواهان)) است ياد مى كنند.(125)

هشتم ـ نقش روحانيون در جمهورى اسلامى : در اين دوره, دو علت باعث شده بود تا امام نقش خود و روحانيان را در جمهورى اسلامى صرفا هدايت و راهنمايى و ارشاد و نظارت بدانند. يكى اينكه, مخالفان انقلاب دائم تبليغ مى كردند كه وقتى حكومت اسلامى تإسيس شود فقط روحانيان ((پستها)) را اشغال مى كنند و نظام ديكتاتورى ((آخونديسم)) پديد خواهند آورد. دوم اينكه, قصد امام اين بود حتى در دوره تإسيس حكومت اسلامى هم, روحانيان و حوزه هاى علميه مستقل باقى بماند تا بهتر و آزادتر بتوانند ((نظارت)) و ((هدايت)) را انجام دهند. امام در مورد نقش خود كرارا گفته اند: ((من در آينده همين نقشى كه الان دارم خواهم داشت. نقش هدايت و راهنمايى و در صورتى كه مصلحتى در كار باشد, اعلام مى كنم و اگر چنانچه خيانتكارى در كار باشد, با او مبارزه مى كنم.))(126) و در مورد ساير روحانيون نيز مى گويند: ((من و ساير روحانيون, در حكومت پستى را اشغال نمى كنيم; وظيفه روحانيون ارشاد دولتهاست.));(127) ((من چنين چيزى نگفته ام كه روحانيون متكفل حكومت خواهند شد. روحانيون شغلشان چيز ديگر است; نظارت بر قوانين. البته برعهده روحانيون و هم ملت است));(128) اما ((من سمت هدايت را دارم)).(129)
امام در عاليترين و رساترين بيان, هدف و نقش خود را در آينده مطرح مى سازند و مى گويند:
((ما به خواست خداى تعالى در اولين زمان ممكن و لازم, برنامه هاى خود را اعلام خواهيم نمود; ولى اين بدان معنا نيست كه من زمام امور كشور را به دست بگيرم و هر روز نظير دوران ديكتاتورى شاه, اصلى بسازم و على رغم خواست ملت به آنها تحميل كنم. به عهده دولت و نمايندگان ملت است كه در اين امور تصميم بگيرند. ))(130)
اين نگرش و آموزه امام, به اين مولفه فلسفه سياسى امام برمى گردد كه وى, اتكا به آراى مردم را اصلى ترين و محكم ترين اصول خود اعلام كرده اند; بطورى كه با روشنى تمام و با بيانى خاص مى گويند:
((ما بناى بر اين نداريم كه يك تحميل بر ملتمان بكنيم. اسلام به ما اجازه نداده است, كه ديكتاتورى بكنيم. ما تابع آراى ملت هستيم. ملت ما هر طور رإى داد, ما هم از آنها تبعيت مى كنيم. ما حق نداريم, خداى تعالى به ما حق نداده است, پيغمبر اسلام به ما حق نداده است كه به ملتمان چيزى تحميل كنيم.))(131)
و در مقام بيان ضوابط حكومت اسلامى مى فرمايند:
((اولا متكى به آراى ملت باشد; بگونه اى كه تمامى آراى ملت در انتخاب فرد يا افرادى كه بايد مسووليت و زمام امور را به دست بگيرند, شريك باشند. در اين حكومت به طور قطع بايد زمامداران دائما با نمايندگان ملت در تصميم گيرىها مشورت كنند و اگر نمايندگان موافقت نكنند, نمى توانند به تنهايى تصميم بگيرند)).(132)
يكى از مهمترين ويژگيهاى حكومت امام اين بوده است كه در بدترين شرايط و بحرانى ترين وضعيت (تحركات غيرانسانى و تروريستى گروههاى برانداز و نيز جنگ 8ساله عراق با ايران ) تإكيد بر نقش, رإى و حضور حقيقى مردم داشتند و هيچ گاه خود را از مردم و قلوب آنان جدا نساختند و ذره اى در اغفال مردم تلاش نكردند. گواه ما تطبيق سمبليك استقبال از امام در 12بهمن 57 و بدرقه او در 15خرداد 68 است كه در هر دو واقعه تاريخى, ميليونها مردم حضور آگاهانه و عاشقانه داشتند. روحش شاد و راهش هموار و انديشه اش مستدام باد.
نهم ـ نتيجه گيرى : در پايان اين مقاله, نتيجه اى كه از مباحث سياسى امام در چهار ماه قبل از پيروزى گرفته مى شود, ارائه مى گردد. لازم به ذكر است هر چند اين نوشته به اختصار و ايجاز, انديشه هاى امام در اين دوره حساس و پرحادثه را به تدوين و نظم كشانده; اما تصريح مى شود كه امهات آن را فروگذار نكرده است . لذا نتيجه اى كه از آن ارائه مى شود, محصول دقيق مباحث سياسى امام خواهدبود.
1ـ امام نه تنها با رژيم سلطنتى به عنوان يك نظام غيرمشروع, طاغوتى و ضد مردمى و غيرقابل قبول و تحمل, مبارزه مى كنند; بلكه در طول اين مدت انديشه هاى كسانى را كه به نحوى خواستار حفظ سلطنت منهاى حكومت هستند نيز مورد نقد قرار مى دهند.
2ـ امام با نفى و نقد رژيم سلطنتى, بديل محكم و همه پسندى تحت عنوان ((جمهورى اسلامى)) به عنوان نظامى الهى ـ مردمى ارائه مى نمايند. سلوك و ضوابط بنيادين نظام سياسى امام متصف به قوانين اسلام و متكى به آراى مردم, در تمام مراحل و مراكز است.
3ـ امام در طول اين مدت, به انحاى مختلف و با روشهاى گوناگون سعى مى كنند تا تلقى و تفسير دقيقى از اسلام ارائه نمايند. مهمترين انديشه امام در اين وادى, معرفى اسلام به عنوان يك مكتب سياسى و عبادى است كه هم به دنياى انسانها نظر دارد و هم به آخرتشان. اين انديشه امام, كاركردى دوگانه داشت; يكى, مبارزه با كسانى كه هيچ بهره اى از اسلام نداشتند و با حكومت آن مخالف بودند, دوم مبارزه با جريان يا اشخاصى كه دم از اسلام و دين مى زدند, ولى ترجيح مى دادند كه دين از سياست جدا باشد.
4ـ نتيجه چهارمى كه از مباحث سياسى امام حاصل مى شود, اين است كه اين رهبر الهى و مردم گرا, انقلاب و قيام را در انحصار هيچ صنف و گروهى قرار نمى دادند. احتجاج ايشان اين بود كه همه ملت به پا خاسته و نهضت از متن تمامى ملت جوشيده است.
5 ـ امام غايات و خواسته هاى اساسى و بنيادين اين نهضت را در واقعى ترين شكل و آرمانى ترين حالت, در اين مى دانستند كه بااين انقلاب و تإسيس نظام جمهورى اسلامى, ((سعادت)),((عدالت)),((آزادى )),((استقلال)),((برخوردارى از نعم الهى)),((رهايى از تمام قيود استعمارى و استبدادى)) محقق خواهد شد. و امام اين اهداف را در رعايت الگوى سياسى ((جمهورى اسلامى مبتنى بر ضوابط اسلام و متكى بر آراى ملت)) متصور مى دانستند.
6ـ ماهيت اين نظام سياسى در نگاه امام عبارت بوده است از : خدمتگزارى, دموكراسى, عدالت حقيقى, مسووليت حكومت در برابر ملت, رضايت و پذيرش مردمى. همه اينها از نظر امام در صورتى حفظ مى شود كه قاعده سياسى, ابتناى نظام به قوانين اسلام و اتكاى حكومت به آراى مردم در جريان مستمر باشد.
7 ـ از نظر امام, در حكومت اسلامى حق حاكميت و تعيين سرنوشت از آن مردم است و نهادهاى مدنى و مسووليتهاى سياسى با نظر و رإى مردم مشروعيت مى گيرد. مطابق آراى امام, همه كس و همه چيز در نظام سياسى اسلام و جمهورى اسلامى ايران, تابع مردم است و هيچ زور و تحميلى نبايد به وجود بيايد. امام بارها مطرح نمودند كه حكومت مبعوث مردم است و حاكمان خدمتگزاران و تابعان مردم اند.
8ـ در نگاه امام, آزادى حق خدادادى و طبيعى بشر است و به عنوان حق اوليه محسوب مى شود. امام در اين مباحث مكرر در مكرر اعلام مى كنند كه اسلام مركز و پناهگاه آزادى است و آزادى از بنيادهاى دين اسلام است و در حكومت اسلامى آينده, آزادى به نحو كامل و حقيقى وجود خواهد داشت و استدلال مى كنند, مطابق اصل توحيد, لازمه عبوديت الهى
, آزادى است. بنابراين, هيچ كس حق سلطه بر ديگرى را ندارد.
ر اين مباحث, هرچند امام معتقد بودند كار ويژه اصلى روحانيون در حكومت اسلامى, ((نظارت)), ((هدايت)), و ((اصلاح)) است; اما به خاطر شرايط بعدى انقلاب مصلحتا و ترجيحا اعلام كردند روحانيون مسووليت پستهاى دولتى را برعهده بگيرند تا نظام سياسى به عنوان اوجب واجبات حفظ شود.
10ـ امام در اغلب نوشته ها, مصاحبه ها و سخنرانيها تإكيد مى كنند; مشى ديكتاتورى, استبداد, ذلت پذيرى, فساد, دخالت بيگانگان, ثروت اندوزى, امتيازات, فضاى اختناق و خصلتهاى ضد مردمى, به عنوان ويژگيها و خصوصيات رژيم پهلوى بايد از ميان برداشته شود و فضاى عدالت, رئوفت, استقلال, آزادى, معنويت, اسلام گرايى, استكبار ستيزى و مردم گرايى ايجاد گردد.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦  



باسمه تعالي

گزارش فعاليت هاي انجام شده گروه ها

گروه

شرح فعاليت

آموزشي

  1. انتخاب اعضاي كميته آموزشي با هماهنگي مشاور جوان و توجه به تعهد و كارداني افراد
  2. برگزاري جلسه تخصصي با اعضاء و مشخص نمودن محور هاي فعاليت
  3. آسيب شناسي فعاليت هاي آموزشي در ناحيه و برنامه ريزي جهت رفع ويا كاهش كاستي و نواقص احتمالي
  4. شناسايي نيرو هاي مجرب و جوان جهت بهره مندي از توان فكري آنها به منظور تشكيل كار گروه 

اداري

  1. برگزاري جلسات تنوع
  2. ارائه برنامه هاي مشاوران جوان و تدوين برنامه هاي اداري
  3. شناسايي نيروهايي كه با شاخه اداري مي توانند همكاري داشته باشند .
  4. معرفي نيرو هاي شاخه اداري به مشاور جوان
  5. بررسي چگونگي حذف كاغذ بازي اداري در اداره 

پرورشي

  1. بررسي علل دين گريزي در دانش آموزان و ارئه راهكار هاي نوين جهت ارتقاء باور هاي مذهبي دانش آموزان
  2. ريشه يابي و آسيب شناسي عوامل پنهان مشكلات اخلاقي دانش آموزان
  3. بررسي راهكار هاي كيفيت بخشي به امور پرورشي مدارس
  4. برنامه ريزي جهت حذف سيستم سخنراني و استفاده از روشهاي تصويري و عملي درمباحث پرورشي
  5. پيشنهاد اهداء يك مهر و جانماز در روز اول مهر به دانش آموزان
  6. پيشنهاد ارتباط با مساجد اطراف مدرسه با داشتن رابطين دانش آموز و ترغيب دانش آموزان به شركت در نماز جماعت مساجد
  7. پيشنهاد ارتباط چهره به چهره با ساير دانش آموزان توسط عوامل آموزشگاه و ريشه يابي مشكلات اخلاقي آنها
  8. پيشنهاد مطرح نمودن عوامل چون لقمه حرام و عاق والدين در بروز بسياري از مشكلات روحي و اخلاقي دانش آموزان در جلسات آموزش خانواده و...

 

















کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦  

با سمه تعالي

 

معرفي مشاور جوان و اعضاي گروه هاي آموزشي ، اداري و پرورشي

 

نام و نام خانوادگي

عنوان پست

مدرك

سوابق

مشاور جوان

امير برزوئيان

كارشناس مسوول امور غير انتفاعي

ليسانس

16

 

آموزشي

رابط

نسرين باباپور

كارشناس مسوول آموزش ابتدايي

فوق ليسانس

17

عضو

خسرو سبزه علي

كارشناس مسوول تكنولوژي آموزشي دوره عمومي

فوق ليسانس

22

عضو

علي شجاعي

كارشناس آموزش راهنمايي

ليسانس

14

عضو

علي صادقي

دبير

ليسانس

17

عضو

مجيد ورشاوي

دبير

ليسانس

16

عضو

اعظم شفيعي

دبير

ليسانس

14

عضو

اكرم سراجي

آموزگار

ليسانس

15

اداري

رابط

محمدرضا مهدي پور

كارشناس امور اداري

ليسانس

24

عضو

محمد مهدي حق شناس

كارشناس امتحانات دوره عمومي

ليسانس

18

عضو

محمد رضا ابراهيمي

كارشناس آموزش متوسطه

ليسانس

15

عضو

عليرضا بهشتي

كارشناس آموزش ابتدايي

ليسانس

15

عضو

حجت رشتياني

دبير

فوق ليسانس

10

عضو

مجتبي نوريان

كارشناس مسوول تربيت بدني

ليسانس

16

عضو

حسين لشكري

كارشناس آموزش راهنمايي

فوق ليسانس

12

پرورشي

رابط

مرتضي غفراني

كارشناس فرهنگي هنري

ليسانس

7

عضو

رضا صالحي

مربي پرورشي

ليسانس

13

عضو

علي حميدي

كارشناس آموزش متوسطه

ليسانس

13

عضو

خانم ذوالاكتاف

كارشناس تربيت بدني خواهران

ليسانس

18

عضو

خانم حديدي

كارشناس آموزش نيروي انساني

ليسانس

10

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


  


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦  

 

باسمه تعالي



Plaque: تكيه بر جوانان پر شور  مؤمن ...  ايران  عزيز  را به كشوري  نمونه تبديل خواهد كرد .                             (مقام معظم رهبري
 

دومين جلسه مشاوران جوان ناحيه

 رابطان كميته هاي آموزشي ،پرورشي و اداري روز دوشنبه 17/10/86 در محل سالن اجتماعات اداره برگزار گرديد و پيرامون موارد زير مشورت و تصميم گيري شد .

 

1. مقرر گرديد جلسه ي بعدي3 رابط هفته ي اول بهمن ماه  برگزار گردد.

2. تصميم گيري شد جلسه رابطان هر يك از كميته ها با اعضاي زير مجموعه بصورت ماهانه تشكيل گردد و نتيجه مذاكرات و جمع بندي موضوعات به شوراي ناحيه ارائه گردد.

3. موضوعات آموزشي در سطح ناحيه در محوريت عوامل بازدارنده ي عملكرد هاي آموزشي و پرورشي.

4. ارائه پيشنهاد جهت كارآمد تر نمودن جلسات مشاور جوان .

5. انتقال راهكار هاي اجرايي تحت عنوان مشاوران جوان اداره آموزش و پرورش ناحيه 4 اصفهان به وزير محترم از طرق مختلف فناوري ((IT.

6. ايجاد يك وبلاگ اطلاعاتي تحت عنوان "وبلاگ اطلاعاتي مشاور جوان اداره آموزش و پرورش ناحيه 4 – اصفهان "

 

با سپاس فراوان

اعضاي جلسه :

1. امير برزوئيان مشاور جوان ناحيه

2. مرتضي غفراني رابط پرورشي

3. محمد رضا مهدي پور رابط اداري

4. نسرين بابا پور رابط آموزشي

5. علي شجاعي دبير جلسه

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦  

 

باسمه تعالي



Plaque: تكيه بر جوانان پر شور  مؤمن ...  ايران  عزيز  را به كشوري  نمونه تبديل خواهد كرد .                             (مقام معظم رهبري
 

جلسه مشاوران جوان ناحيه . رابطان كميته هاي آموزشي ،پرورشي و اداري روز دوشنبه 21/8/86 در محل سالن اجتماعات اداره برگزار گرديد و پيرامون موارد زير مشورت و تصميم گيري شد .

 

1. مقرر گرديد جلسه مشاوران جوان و 3 رابط بصورت هر دوهفته يكبار برگزار گردد.

2. تصميم گيري شد جلسه رابطان هر يك از كميته ها با اعضاي زير مجموعه بصورت ماهانه تشكيل گردد و نتيجه مذاكرات و جمع بندي موضوعات به شوراي ناحيه ارائه گردد.

3. مقرر گرديد جهت شناسايي نيرو هاي جوان ليسانس و بالا تر زير 35 سال ناحيه فرم خاصي تهيه گردد و با ارسال آن به مدارس نسبت به جمع بندي اطلاعات آن با هماهنگي اعضاي شوراي مشاوران جوان ناحيه اقدام گردد.

4. مقرر گرديد با هماهنگي كارشناسي رايانه نسبت به فعال نمودن سايت اداره در خصوص فعاليت هاي شوراي مشاوران جوان ناحيه و ارسال اطلاعات بر روي سايت اقدام گردد.

5. ساعت برگزاري جلسات رابطين بين ساعت 45/13 الي 30/14 تعيين گرديد .

 

با سپاس فراوان

اعضاي جلسه :

1. امير برزوئيان مشاور جوان ناحيه

2. مرتضي غفراني رابط پرورشي

3. محمد رضا مهدي پور رابط اداري

4. نسرين بابا پور رابط آموزشي

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦  

 

با سمه تعالي



Plaque: تكيه بر جوانان پر شور  مؤمن ...  ايران  عزيز  را به كشوري  نمونه تبديل خواهد كرد .                             (مقام معظم رهبري
 

 اولين جلسه مشاور جوان آموزش و پرور ش ناحيه 4 اصفهان در روز شنبه ساعت 13 در محل سالن اجتماعات اداره با تلاوت آياتي چند از كلام ا... مجيد و حضور رئيس اداره (آقاي منصفي پور ) و مشاور جوان سازمان (آقاي شكيبا فر ) آغاز  شد.

در ابتدا آقاي برزوئيان مشاور جوان اداره ضمن خير مقدم به حضار ،و ارائه آمار و اطلاعاتي در رابطه با نيروهاي جوان اين ناحيه ، معرفي رابطين و اعضاي كار گروه به تشريح اهداف تشكيل شوراي مشاوران جوان پرداختند . در ادامه آقاي شكيبا فر ضمن اشاره به اهميت و تاريخچه مشاوره در قرآن و احاديث ، اهداف و ضرورت ايجاد شوراي مشاوران جوان  رابرشمردند.

آقاي منصفي پور در ادامه صحبتهاي آقاي شكيبافر خاطر نشان كردند كليه اعضاي مشاوران جوان با انگيزه و تلاش وافر خود در كيفيت بخشي به اين شورا همت بگمارند و اهداف متعالي رهبر معظم (مدظله و العالي ) و رياست محترم جمهور را در اين راستا جامعه عمل بپوشانند.ايشان هدف از تشكيل اين شورا را :

1. جوان گرايي دولت نهم

2. شناسايي نيروهاي جوان و با استعداد(ديدگاه شهيد مظلوم دكتر بهشتي)

3. ارائه طرح و ابتكار

4. زمينه سازي تحول

5. آسيب شناسي

6. كمك به رؤساي ادارات در تصميم گيريها و راهبرد هاي اجرايي

 مطرح نمودند .

در پايان موارد زير به تصويب اعضا ء رسيد :

1. جلسه هر ماه يكبار از ساعت 13 الي 14 برگزار شود .

2. رابطين كار گروه جلسات خود را با اعضاي كار گروه خود برگزار نمايند و هماهنگي هاي لازم را با مشاور جوان انجام دهند . 

 

 

 


کلمات کلیدی: